دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۵ بازديد
چشم بيمار تو اي مي زده، بيمارم كرد
حلقه گيسويت اي يار، گرفتارم كرد
سرو بستانِ نكويي، گل گلزار جمال
غمزه ناكرده، ز خوبان همه بيزارم كرد
همه ميزدگان هوش خود از كف دادند
ساغر از دست روانبخش تو، هشيارم كرد
چه كنم؟ شيفتهام، سوختهام، غمزدهام
عشوه ات، واله آن لعل گهر بارم كرد
عشق دلدار چنان كرد كه منصورمنش
از ديارم به در آورد و سر دارم كرد
عشقت از مدرسه و حلقه صوفي راندم
بنده حلقه به گوش در خمّارم كرد
باده از ساغرِ لبريز تو، جاويدم ساخت
بوسه از خاك درت، محرم اسرارم كرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد