عشق دلدار

مشاور شركت بيمه پارسيان

عشق دلدار

۳۵ بازديد


چشم بيمار تو اي مي زده، بيمارم كرد
حلقه گيسويت اي يار، گرفتارم كرد
سرو بستانِ نكويي، گل گلزار جمال
غمزه ناكرده، ز خوبان همه بيزارم كرد
همه مي‏زدگان هوش خود از كف دادند
ساغر از دست روانبخش تو، هشيارم كرد
چه كنم؟ شيفته‏ام، سوخته‏ام، غمزده‏ام
عشوه ات، واله آن لعل گهر بارم كرد
عشق دلدار چنان كرد كه منصورمنش
از ديارم به در آورد و سر دارم كرد
عشقت از مدرسه و حلقه صوفي راندم
بنده حلقه به گوش در خمّارم كرد
باده از ساغرِ لبريز تو، جاويدم ساخت
بوسه از خاك درت، محرم اسرارم كرد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد