اسرار جان

مشاور شركت بيمه پارسيان

اسرار جان

۳۴ بازديد


اي دوست، پير ميكده از راه مي رسد
با يك گلِ شكفته به همراه، مي رسد
گل نيست، بلكه غنچه باغ سعادت است
كز جان دوست بر دل آگاه مي رسد
آن روي با طراوت و آن موي عطرگين
از خيمه‏گه گذشته، به خرگاه مي رسد
از خطه حقيقت و از خيمه مجاز
برخاسته، به خلوت دلخواه مي رسد
آن نغمه فرشته فردوسِ جاودان
بر گوشِ جانِ مي زده گهگاه مي رسد
دود درونِ عاشقِ سرمست از شراب
بر قلب پير ميكده، با آه مي رسد
دست از دلم بدار كه فرياد اين گدا
از چاه دل برون شده، بر شاه مي رسد
دردِ دل فقير ز ماهي به ماه رفت
درويش ناله‏اش به دل ماه، مي رسد
زير كمان ابروي دلدار، جادويي ست
كاسرار آن به قلب كمينگاه مي رسد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد