كتاب عمر

مشاور شركت بيمه پارسيان

كتاب عمر

۳۴ بازديد


پيري رسيد و عهد جواني تباه شد
ايّام زندگي، همه صرف گناه شد
بيراهه رفته پشت به مقصد، همي روم
عمري دراز، صرف در اين كوره راه شد
وارستگان، به دوست پناهنده گشته‏اند
وابسته‏اي چو من به جهان، بي پناه شد
خودخواهي است و خودسري و خودپسندي است
حاصل ز عمرِ آنكه خودش، قبله‏گاه شد
دلدادگان، كه روي سفيدند پيش يار
رنج مرا نديده كه رويم سياه شد
افسوس بر گذشته، بر آينده صد فسوس
آن را كه بسته در رسن مال و جاه شد
از نورْ رو به ظلمتم؛ اي دوست، دست گير
آن را كه رو سيه به سراشيب چاه شد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد