دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۳ بازديد
اي كاش، دوست درد دلم را دوا كند
گر مهربانيم ننمايد، جفا كند
صوفي كه از صفا، به دلش جلوهاي نديد
جامي از او گرفت كه با آن صفا كند
دردي ز بيوفايي دلبر، به جان ماست
ساقي، بيار ساغر مي تا وفا كند
بيگانه گشته، دوست ز من، جرعهاي بده
باشد كه يار غمزده را آشنا كند
پنهان به سوي منزل دلدار بر شدم
ترسم كه محتسب، غم من بر ملا كند
آن يار گلعذار قدم زد به محفلم
تا كشف راز از دل اين پارسا كند
با گيسوي گشاده، سري زن به شيخ شهر
مگذار شيخِ مجلس رندان، ريا كند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد