دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۲ بازديد
گشاي در كه يار ز خُم نوش جان كند
راز درون خويش ز مستي، عيان كند
با دوستان بگو كه به ميخانه رو كنند
تا يار از خماري خود، داستان كند
بردار پرده از دل غمديدهات كه دوست
اشك روانِ خويش ز دامن، روان كند
با گل بگو كه چهره گشايد به بوستان
تا طير قدس، راز نهان را بيان كند
جامي بيار بر در درويش بينوا
تا رازِ دل عيان، برِ پير و جوان كند
بلبل به باغ، ناله كند همچو عاشقان
گويي كه ياد از غم فصل خزان كند
بگذار دردمندِ فراقِ رُخ نگار
از درد خويش، ناله و آه و فغان كند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد