درياي فنا

مشاور شركت بيمه پارسيان

درياي فنا

۳۴ بازديد


كاش، روزي به سر كوي توام منزل بود
كه در آن شادي و اندوه، مراد دل بود
كاش، از حلقه زلفت، گرهي در كف بود
كه گره بازكن عقده هر مشكل بود
دوش كز هجر تو دلْ حالت ظلمتكده داشت
ياد تو، شمع فروزنده آن محفل بود
دوستان مي‏زده و مست و ز هوش افتاده
بي نصيب آنكه در اين جمع، چو من عاقل بود
آنكه بشكست همه قيد، ظلوم است و جهول
وآنكه از خويش و همه كون و مكان غافل بود
در بر دلشدگان، علمْ حجاب است، حجاب
از حجاب آنكه برون رفت، بحق جاهل بود
عاشق از شوق به درياي فنا غوطه ور است
بيخبر آنكه به ظلمتكده ساحل بود
چون به عشق آمدم از حوزه عرفان، ديدم
آنچه خوانديم و شنيديم، همه باطل بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد