سلطان عشق

مشاور شركت بيمه پارسيان

سلطان عشق

۳۵ بازديد


گر سوز عشق در دل ما رخنه گر نبود
سلطان عشق را به سوي ما نظر نبود
جان در هواي ديدن دلدار داده‏ام
بايد چه عذر خواست، متاع دگر نبود
آن سر كه در وصال رخ او، به باد رفت
گر مانده بود، در نظر يار سر نبود
موسي اگر نديد به شاخ شجر رُخش
بي‏شك درخت معرفتش را ثمر نبود
گر بار عشق را به رضا مي‏كشي، چه باك
خاور به جا نبود و يا باختر نبود
بلقيس وار گر در عشقش نمي زديم
ما را به بارگاه سليمان، گذر نبود
گر مرغ باغ قدس، به وصلش رسيده بود
در جمع عاشقان تو، بي بال و پر نبود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد