روز وصل

مشاور شركت بيمه پارسيان

روز وصل

۳۶ بازديد


غم مخور، ايّام هجران رو به‏پايان مي‏رود
اين خماري از سر ما مي‏گساران مي رود
پرده را از روي ماه خويش، بالا مي‏زند
غمزه را سر مي‏دهد، غم از دل و جان مي‏رود
بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي‏شود
زاغ با صد شرمساري از گلستان مي‏رود
محفل از نور رخ او نورافشان مي‏شود
هر چه غير از ذكر يار، از ياد رندان مي‏رود
ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان مي‏رود
وعده ديدار نزديك است، ياران مژده باد
روز وصلش مي رسد، ايّام هجران مي‏رود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد