دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۴ بازديد
كيست كآشفته آن زلف چليپا نشود
ديده اي نيست كه بيند تو و شيدا نشود
ناز كن، ناز كه دلها همه در بند تواند
غمزه كن، غمزه كه دلبر چو تو پيدا نشود
رُخ نما تا همه خوبان خجل از خويش شوند
گر كشي پرده ز رُخ، كيست كه رسوا نشود
آتش عشق بيفزا، غمِ دل افزون كن
اين دل غمزده نتوان كه غم افزا نشود
چارهاي نيست، بجز سوختن از آتش عشق
آتشي ده كه بيفتد به دل و پا نشود
ذرّهاي نيست كه از لطف تو هامون نبود
قطرهاي نيست كه از مهر تو دريا نشود
سر به خاك سر كوي تو نهد جان، اي دوست
جان چه باشد كه فداي رُخ زيبا نشود؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد