دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۶ بازديد
مرغ دل پر ميزند تا زين قفس بيرون شود
جان بهجان آمد، توانش تا دمي مجنون شود
كس نداند حال اين پروانه دلسوخته
در برِ شمعِ وجود دوست، آخر چون شود؟
رهروان بستند بار و بر شدند از اين ديار
باز مانده در خم اين كوچه، دل پر خون شود
راز بگشا، پرده بردار از رخ زيباي خويش
كز غم ديدار رويت، ديده چون جيحون شود
ساقي از لب تشنگانِ بازمانده ياد كن
ساغرت لبريز گردد، مستيت افزون شود
گر ببارد ابر رحمت باده روزي جاي آب
دشتها سرمست گردد، چهره ها گلگون شود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد