خِرقه فقر

مشاور شركت بيمه پارسيان

خِرقه فقر

۳۷ بازديد


بر در ميكده‏ام دست فشان خواهي ديد
پاي‏كوبان، چو قلندرمنشان خواهي ديد
باز سرمست از آن ساغر مي، خواهم شد
بيهُشم مسخره پير و جوان خواهي ديد
از درِ مدرسه و ديْر برون خواهم تاخت
عاكف سايه آن سرو روان خواهي ديد
از اقامتگه هستي، به سفر خواهم رفت
به سوي نيستي‏ام رخت كشان خواهي ديد
خرقه فقر  به يكباره تهي خواهم كرد
ننگ اين خرقه پوسيده، عيان خواهي ديد
باده از ساغر آن دلزده خواهم نوشيد
فارغم از همه ملك دو جهان خواهي ديد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد