با كه گويم

مشاور شركت بيمه پارسيان

با كه گويم

۳۴ بازديد


با كه گويم غم ديوانگي خود، جز يار؟
از كه جويم ره ميخانه، به غير از دلدار؟
سرّ عشق است كه جز دوست نداند ديگر
مي‏نگنجد غم هجران وي، اندر گفتار
نو بهار است، درِ ميكده را بگشاييد
نتوان بست در ميكده در فصل بهار
باده آريد در اين فصل، به ياد ساقي
نسزد رفت به گلزار بدين حال خمار
خَم زلفي بگشا، اي صنم باده فروش
حاجت اين دل غمگين به سر زلف برآر
روز ميلادِ مهين عاشق يار است، امروز
مددي كن، سر خُم را بگشا بر ابرار
حالتي رفت ز ديدار رُخش بر مستان
مي‏نگويم به كسي، جز صنم باده گسار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد