دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۴ بازديد
بر در ميكده، پيمانه زدم خرقه به دوش
تا شود از كفم آرام و رَوَد از سر هوش
از دم شيخ، شفاي دل من حاصل نيست
بايدم، شكوه برم پيش بت باده فروش
نه محقق خبري داشت، نه عارف اثري
بعد از اين، دست من و دامن پيري خاموش
عالم و حوزه خود، صوفي و خلوتگه خويش
ما و كوي بت حيرتزده خانه به دوش
از در مدرسه و دير و خرابات شدم
تا شوم بر در ميعادگهش حلقه به گوش
گوش از عربده صوفي و درويش ببند
تا به جانت رسد از كوي دل، آواز سروش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد