دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۴ بازديد
بر در ميكده بگذشته ز جان، آمدهام
پشت پايي زده بر هر دو جهان، آمدهام
جان كه آيينه هستي است در اقليم وجود
بر زده سنگ به آيينه جان، آمدهام
سرّهستي چو نشد حاصلم از ملك شهود
در نهانخانه پي سرّ نهان، آمدهام
جلوه روي تو بي منّت كس مقصود است
كاين همه راهْ كران تا به كران آمدهام
دستگيري كنم اي خضر كه در اين ظلمات
پي سرچشمه آب حَيوان آمدهام
همّت اي دوست كه من، چشم ببستم ز جهان
به سر كوي تو، چشمِ نگران آمدهام
خوشدل از عاقبت كار شو، اي هندي، از آنك
بر در پير ره از بخت جوان آمده ام
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد