آيينه جان

مشاور شركت بيمه پارسيان

آيينه جان

۳۴ بازديد


بر در ميكده بگذشته ز جان، آمده‏ام
پشت پايي زده بر هر دو جهان، آمده‏ام
جان كه آيينه هستي است در اقليم وجود
بر زده سنگ به آيينه جان، آمده‏ام
سرّهستي چو نشد حاصلم از ملك شهود
در نهانخانه پي سرّ نهان، آمده‏ام
جلوه روي تو بي منّت كس مقصود است
كاين همه راهْ كران تا به كران آمده‏ام
دستگيري كنم اي خضر كه در اين ظلمات
پي سرچشمه آب حَيوان آمده‏ام
همّت اي دوست كه من، چشم ببستم ز جهان
به سر كوي تو، چشمِ نگران آمده‏ام
خوشدل از عاقبت كار شو، اي هندي، از آنك
بر در پير ره از بخت جوان آمده ام


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد