شهره شهر

مشاور شركت بيمه پارسيان

شهره شهر

۳۵ بازديد


به كمند سر زلف تو، گرفتار شدم
شهره شهر به هر كوچه و بازار شدم
گر براني ز درم، از در ديگر آيم
گر  برون راندي‏ام، از خانه ز ديوار شدم
مستي علم و عمل رخت ببست از سر من
تا كه از ساغر لبريز تو، هشيار شدم
پيش من هيچ به از لذّت بيماري نيست
تا ز بيماري چشمان تو بيمار شدم
نشود بر سر كوي تو بيابم راهي
از دم پير در اين راه، مددكار شدم
دامن از آنچه كه انباشته‏ام، برچيدم
تا كه خجلت زده در خدمت خمّار شدم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد