دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۳ ۳۴ بازديد
ياد روزي كه به عشق تو گرفتار شدم
از سر خويش گذر كرده، سوي يار شدم
آرزوي خم گيسوي تو، خم كرد قدم
باز، انگشت نماي سر بازار شدم
طُرفه روزي كه شبش با تو به پايان بردم
از پي حسرت آن مونس خمّار شدم
با كه گويم كه دل از دوري جانان چه كشيد
طاقت از دست برون شد كه چنين زار شدم
يار در ميكده ، بايد سخن دوست شنيد
طوطي باغ چه داند، برِ دلدار شدم
آن طرب را كه ز بيماري چشمت ديدم
فارغ از كوْن و مكان گشتم و بيمار شدم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد