محفل رندان

مشاور شركت بيمه پارسيان

محفل رندان

۳۵ بازديد


آيد آن روز كه خاك سر كويش باشم
ترك جان كرده و آشفته رويَش باشم
ساغر روح‏فزا از كف لطفش گيرم
غافل از هر دو جهان، بسته مويش باشم
سر نهم بر قدمش، بوسه زنان تا دم مرگ
مست تا صبح قيامت ز سبويش باشم
همچو پروانه بسوزم برِ شمعش، همه عمر
محو چون مي‏زده در روي نكويش باشم
رسد آن روز كه در محفل رندان، سرمست
راز دار همه اسرار مگويش باشم
يوسفم، گر نزند بر سر بالينم سر
همچو يعقوب، دل آشفته بويش باشم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد