دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۳ ۳۵ بازديد
آن ناله ها كه از غم دلدار ميكشم
آهياست كز درون شرربار ميكشم
با يار دلفريب بگو: پرده برگشا
كز هجر روي ماه تو، آزار ميكشم
منصور را گذار كه فرياد او به دوست
در جمع گلرخان به سرِدار ميكشم
ساقي، بريز باده به جامم كه هجر يار
بارياست بسگران به سربار ميكشم
گفتي كه دوست، باز كند در به روي دوست
اين حسرتي است تازه كه بسيار ميكشم
كوچك مگير كلبه پير مغان كه من
بوي نگار زان در و ديوار ميكشم
سالك در اين سلوك به دنبال كيستي؟
من يار را به كوچه و بازار ميكشم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد