دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۳ ۳۵ بازديد
در غم هجر رخ ماه تو، در سوز و گدازيم
تا به كي زين غم جانكاه بسوزيم و بسازيم؟
شب هجران تو آخر نشود، رُخ ننمايي
در همه دهر تو در نازي و ما گرد نيازيم
آيد آن روز كه در باز كني، پردهگشايي؟
تا به خاك قدمت جان و سر خويش ببازيم
به اشارت، اگرم وعده ديدار دهد يار
تا پس از مرگ به وجد آمده در ساز و نوازيم
گر به انديشه بيايد كه پناهي است به كويت
نه سوي بتكده رو كرده، نه راهي حجازيم
ساقي از آن خُمِ پنهان كه ز بيگانه نهان است
باده در ساغر ما ريز كه ما محرم رازيم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد