بار يار

مشاور شركت بيمه پارسيان

بار يار

۳۶ بازديد


اكنون كه در ميكده بسته است به رويم
بهتر كه غم خويش به خمار بگويم
من كشته آن ساقي و پيمانه عشقم
من عاشِق دلداده آن روي نكويم
پروانه صفت در برِ آن شمع بسوزم
مجنونم و در راه جنون باديه پويم
راز دل غمديده خود را به كه گويم؟
من تشنه جام مي از آن كهنه سبويم
بردار كتاب از برم و جام مي آور
تا آنچه كه در جمع كتب نيست، بجويم
از پيچ و خم عِلم و خرد، رخت ببندم
تا بار دهد يار، به پيچ و خم مويم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد