دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۳ ۳۵ بازديد
خار راه مني اي شيخ! ز گلزار برو
از سر راه من اي رند تبهكار، برو
تو و ارشاد من، اي مرشد بي رشد و تباه؟!
از برِ روي من اي صوفي غدّار، برو
اي گرفتار هواهاي خود، اي دير نشين
از صف شيفتگان رخ دلدار، برو
اي قلندر منش، اي باد به كف، خرقه به دوش
خرقه شرك تهي كرده و بگذار برو
خانه كعبه كه اكنون، تو شدي خادم آن
اي دغل! خادم شيطاني، از اين دار برو
زين كليساي كه در خدمت جبّاران است
عيسيِ مريم از آن، خود شده بيزار، برو
اي قلم بر كف نقادِ تبهكارِ پليد
بنه اين خامه و مخلوق ميازار، برو
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد