درياي هستي

مشاور شركت بيمه پارسيان

درياي هستي

۳۱ بازديد

 

در غم عشقت فتادم، كاشكي درمان نبودي
من سر و سامان نجويم، كاشكي سامان نبودي
زاده اسماء را با جَنّةُ الْمَأوي چه كاري؟
در چمِ فردوس مي ماندم، اگر شيطان نبودي
از مَلَك پرواز كن و ز ملك هستي، رخت بر بند
نيست آدم‏زاده آنكس كز مَلَك پرّان نبودي
يوسفا، از چاه بيرون آي تا شاهي نمايي
گرچه از اين چاه بيرون آمدن، آسان نبودي
ساغري از دست ساقي گير و دل بر كن ز هستي
بر شود از قيد هستي آنكه فكر جان نبودي
عاشقم، عاشق كه درد عشق را جز او نداند
غرق بحر عشقم و چون نوح پشتيبان نبودي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد