كاروان عشق

مشاور شركت بيمه پارسيان

كاروان عشق

۳۵ بازديد


پريشان‏حالي و درماندگيّ ما نمي‏داني
خطا كاري ما را فاش بي پروا نمي‏داني
به مستي، كاروان عاشقان رفتند از اين منزل
برون رفتند از لا جانب الّا، نمي‏داني
تهي‏دستي و ظالم پيشگيّ ما نمي‏بيني
سبكباري عاشق پيشه والا، نمي‏داني
برون رفتند از خود تا كه دريابند دلبر را
تو در كنج قفس منزلگه عنقا نمي‏داني
زجا برخيز و بشكن اين قفس، بگشاي غلها را
تو منزلگاه آدم را ورأ لا نمي‏داني
نبردي حاصلي از عمر، جز دعواي بي‏حاصل
تو گويي آدميّت را جز اين دعوا نمي‏داني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد