دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۱ ۳۸ بازديد
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
هم بر سر گريهاي كه چشمم را خوست
از خون دلم هر مژهاي پنداري
سيخيست كه پارهٔ جگر بر سر اوست
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
هم بر سر گريهاي كه چشمم را خوست
از خون دلم هر مژهاي پنداري
سيخيست كه پارهٔ جگر بر سر اوست