دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۹ ۳۵ بازديد
ترك ياري كردي و من همچنان يارم تو را
دشمن جاني و از جان دوستتر دارم تو را
گر به صد خار جفا آزردهسازي خاطرم
خاطر نازك به برگ گل نيازارم تو را
قصد جان كردي كه يعني: دست كوته كن ز من
جان به كف بگذارم و از دست نگذارم تو را
گر برون آرند جانم را ز خلوتگاه دل
نيست ممكن، جان من، كز دل برون آرم تو را
يك دو روزي صبر كن، اي جان بر لب آمده
زانكه خواهم در حضور دوست بسپارم تو را
اين چنين كز صوت مطرب بزم عيشم پر صداست
مشكل آگاهي رسد از نالهٔ زارم تو را
گفتهاي: خواهم هلالي را به كام دشمنان
اين سزاي من كه با خود دوست ميدارم تو را
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد