غزل شمارهٔ ۱۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۷

۳۵ بازديد


شوق درون به سوي درون مي‌كشد مرا
من خود نمي روم دگري مي‌كشد مرا
با آن مدد كه جذبهٔ عشق قوي كند
ديگر به جاي پرخطري مي‌كشد مرا
تهمت‌كش صلاحم و زين لعبتان مدام
خاطر به لعب عشوه‌گري مي‌كشد مرا
صد ميل آتشين به گناه نگاه گرم
در ديده تيزي نظر مي‌كشد مرا
خاكم مگر به جانب خود مي‌گشد؟ كه دل
بيخود به خاك رهگذري مي‌كشد مرا
من آن قدر كه هست توان، پاي مي‌كشم
امداد دوست هم قدري مي‌كشد مرا
از بار غم، چو يكشبه ماهي، به زير كوه
شكل هلالي كمري مي‌كشد مرا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد