دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۹ ۳۵ بازديد
گفتگوي عقل در خاطر فرو نايد مرا
بندهٔ سلطان عشقم، تا چه فرمايد مرا؟
بس كه كردم گريه پيش مردم و سودي نداشت
بعد از اين بر گريهٔ خود خنده ميآيد مرا
بستهٔ زلف پريرويان شدن از عقل نيست
ليك من ديوانهام، زنجير ميبايد مرا
وعدهٔ وصل تو داد اندكي تسكين دل
تا رخ خوبت نبينم دل نياسايد مرا
وه! كه خواهد شد، هلالي خانهٔ عمرم خراب
جان غمفرسوده من چند از غم بفرسايد مرا؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد