غزل شمارهٔ ۱۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۹

۳۶ بازديد


اي شهسوار حسن سرافراز كن مرا
اي من سگت، به سوي خود آواز كن مرا
تا با تو راز گويم و فارق شوم دمي
بهر خدا، كه هم‌دم و همراز كن مرا
لطف تو معجزيست، كه بر مرده جان دهد
لطفي كن و زنده ز اعجاز كن مرا
چون كاكل تو چند توان گشت بر سرت؟
تيغي بگير و از سر خود باز كن مرا
ساقي، هلاكم از هوس پاي‌بوس تو
در پاي خويش مست سر انداز كن مرا
نازي بكن، كه بي‌خبر افتم به خاك و خون
يهني كه: نيم‌كشتهٔ آن ناز كن مرا
جانا، به غمزه سوي هلالي نظر فكن
وز جان هلاك غمزهٔ غماز كن مرا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد