غزل شمارهٔ ۲۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۲۸

۳۹ بازديد


ديديم ز ياران وفادار بسي را
ليكن چو سگان تو نديديم كسي را
قطع هوس و ترك هوي كن، كه درين راه
چندان اثري نيست هوي و هوسي را
فرياد كه فرياد كشيديم و نديديم
در باديهٔ عشق تو فريادرسي را
تا از لب شيرين، مگسان كام گرفتند
گيرند به از خيل ملايك مگسي را
گر از نظر افتاد رقيبت عجبي نيست
در ديدهٔ خود ره نتوان داد خسي را
پيش سگش اين آه و فقان چيست هلالي؟
از خود مكن آزرده چنين هم‌نفسي را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد