دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۹ ۳۵ بازديد
چند ناديده كني؟ آه! چه ديدي از ما؟
نشنوي زاري ما، وه! چه شنيدي از ما؟
آخر، اي آهوي مشكين، چه خطا رفت كه تو
با همه انس گرفتي و رميدي از ما؟
حيف باشد كه چو گل بر كف هر خار نهي
دامني را، كه به صد ناز كشيدي از ما
كام جان راست به بازار غمت صد تلخي
كه به يك عشوهٔ شيرين نخريدي از ما
بود مقصود تو آزردن ما، شكر خدا
كه به مقصود دل خويش رسيدي از ما
اينك اين جان ستمديده كه ميخواست دلت
اينك آن دل كه به جان ميطلبيدي از ما
ما به مهرت، چو هلالي، دل و جان را بستيم
تو به شمشير جفا مهر بريدي از ما
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد