غزل شمارهٔ ۳۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۳۳

۳۵ بازديد


من وبيداري و شبها و شب تا روز يا رب‌ها
نبيند هيچ كس در خواب، يارب! اين‌چنين شب‌ها
خدا را ! جان من ، بر خاك مشتاقان گذاري كن
كه در خاك از تمناي تو شد فرسوده قالب ها
سيه روزان هجران را چه حاصل بي تو از خوبان؟
كه روز تيره را خورشيد مي‌بايد نه كوكب‌ها
معلم، غالبا، امروز درس عشق مي‌گويد
كه در فرياد مي‌بينيم طفلان را به مكتب‌ها
شود گر اهل مذهب را خبر از مشرب رندان
بگردانند مذهب‌ها ، بياموزند مشرب ها
هلالي ، با قد چون حلقه باشد خاك ميدانت
كسي نشناسد او را از نشان نعل مركب ها


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد