دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۹ ۳۶ بازديد
ز آب چشم من گل شد به راه عشق منزلها
ندانم تا چه گلها بشكفد آخر از اين گلها؟
شكيتي عهد و بر دلهاي مسكين سوختي داغي
زهي داغي كه تا روز قيامت ماند بر دلها!
من از خوبان بسي غمهاي مشكل ديدهام ليكن
غم هجران بود مشكلترين جمله مشكلها
سزد گر بر سر تابوت ما گريند در كويش
چرا كز منزل مقصود بر بستيم محملها
ز توفان سرشك خود به گردابي گرفتارم
كه عمر نوح اگر يابم نبينم روي ساحلها
چو آن مه يار اغيار است گرد او مگرد اي دل
چرا پروانه بايد شد براي شمع محفلها؟
هلالي چون حريف بزم رندان شد بخوان مطرب:
«الا يا ايها الساقي ادر كاساً و ناولها»
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد