غزل شمارهٔ ۵۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۵۰

۳۸ بازديد


روز نوروزست سرو گل‌عذار من كجاست؟
در چمن ياران همه جمع‌ند يار من كجاست؟
مونسم جز آه و يا رب نيست شب‌ها تا به روز
آه و يا رب! مونس شب‌هاي تار من كجاست؟
گشته مردم، هر يكي امروز صيد چابكي
چابك صيدافكن مردم‌شكار من كجاست؟
نيست يك ساعت قرار اين جان بي‌آرام را
يا رب آن آرام جان بي‌قرار من كجاست؟
سوخت از درد جدايي دل به اميد وصال
مرهم داغ دل اميدوار من كجاست؟
روزگاري شد كه دور افتاده‌ام آخر بپرس
كان سيه‌روز پريشان‌روزگار من كجاست؟
بود عمري بر سر كويت هلالي خاك ره
رفت بر باد و نگفتي خاك‌سار من كجاست؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد