غزل شمارهٔ ۶۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۶۰

۳۵ بازديد


راه وفا پيش‌گير، كان ز جفا خوش‌ترست
گرچه جفايت خوش‌ست ليك وفا خوش‌ترست
روي چو گل‌برگ تو از همه گل‌ها فزون
كوي چو گلزار تو از همه جا خوش‌ترست
هجر بتان ناخوش‌ست! سرزنش خلق نيز
ديدن روي رقيب از همه ناخوش‌ترست
با رخش اي نقشبند، دعوي صورت مكن
صنعت خود را مبين، صنع خدا خوش‌ترست
كاش به راهت سرم سوده شود همچو خاك
زان كه چو من عاشقي بي‌سر و پا خوش‌ترست
محتسب از نقل و مي منع هلالي مكن
كز ورع و زهد تو شيوهٔ ما خوش‌ترست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد