غزل شمارهٔ ۶۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۶۲

۳۵ بازديد


مرا ز عشق تو صد گونه محنت و الم‌ست
هزار محنت و با محنتي هزار غم‌ست
اگرچه با من مسكين بسي جفا كردي
زياده ساز جفا را كه اين هنوز كم‌ست
تويي حيات من و من ز فرقتت بيمار
بيا كه يك دو سه روزي حيات مغتنم‌ست
كرم نمودي و بر جان من جفا كردي
ز جانب تو هرچه مرا مي‌رسد كرم‌ست
به زير پاي تو افتاد و خاك شد عاشق
اگرچه خاك شد اما هنوز در قدم‌ست
هلالي از سر كويت وداع كرد و برفت
تو زنده باش كه او را عزيمت عدم‌ست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد