دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۸ ۳۷ بازديد
اينچنين بيرحم و سنگيندل كه جانان منست
كي دل او سوزد از داغي كه بر جان منست؟
ناصحا، بيهوده ميگويي كه دل بردار ازو
من به فرمان دلم كي دل به فرمان منست؟
در علاج درد من كوشش مفرما، اي طبيب
زانكه هر دردي كه از عشقست درمان منست
بيدلان را نيست غير از جان سپردن مشكلي
آنچه ايشان راست مشكل، كار آسان منست
من كه باشم تا زنم لاف غلامي بر درش؟
بندهٔ آنم كه دولت خواه سلطان منست
آن كه بر دامان چاكم طعنه ميزد گو بزن
كين چنين صد چاك ديگر در گريبان منست
هرچه ميگويد هلالي در بيان زلف او
حسب حال تيرهٔ بخت پريشان منست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد