غزل شمارهٔ ۷۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۷۲

۳۷ بازديد


من با تو يك‌دلم، سخن و قول من يكي‌ست
اين‌ست قول من كه شنيدي سخن يكي‌ست
بگداختم، چنان كه اگر سر برم به جيب
كس پي نمي‌برد كه درين پيرهن يكي‌ست
خواهم به صد هزار زبان وصف او كنم
ليكن مقصرم، كه زبان در دهن يكي‌ست
ماه مرا به زهره‌جبينان چه نسبت‌ست؟
ايشان چو انجم‌ند و ماه انجمن يكي‌ست
صد بار از تو شوكت خوبان شكست يافت
خسرو هزار و خسرو لشكرشكن يكي‌ست
برخاست‌ست نقش دويي از ميان ما
ما از كمال عشق دو جانيم و تن يكي‌ست
در درگهت رقيب و هلالي برابرند
طوطي درين ديار چرا با ذغن يكي‌ست؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد