غزل شمارهٔ ۷۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۷۵

۳۴ بازديد


كدام جلوه كه در سرو سرافراز تو نيست؟
كدام فتنه كه در جلوه‌هاي ناز تو نيست؟
مكن به خاك درش اي رقيب عرض نياز
كه نازنين مرا حاجت نياز تو نيست
دلا به شام فراق از بلاي حشر مپرس
كه روز كوته او چون شب دراز تو نيست
ز سجده پيش زخش منع ما مكن زاهد
نياز اهل محبت كم از نماز تو نيست
به كوي عشق هلالي نساختي كاري
چه شد؟ مگر كرم دوست كارساز تو نيست؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد