دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۸ ۳۷ بازديد
دل چه باشد كز براي يار ازان نتوان گذشت
يار اگر اينست بالله ميتوان از جان گذشت
از خيال آن قد رعنا گذشتن مشكلست
راست ميگويم، بلي، از راستي نتوان گذشت
جز به روز وصل عمر و زندگي حيفست حيف
حيف از آن عمري كه بر من در شب هجران گذشت
يار بگذشت، از همه خندان و از من خشمناك
عمر بر من مشكل و بر ديگران آسان گذشت
چون گذشت از دل تير خدنگش، گو بيا تير اجل
هر چه آيد بگذرد، چون هرچه آمد آن گذشت
پيش از اين گر جام عشرت داشتم حالا چه سود؟
از فلك دور دگر خواهم كه آن دوران گذشت
خلق گويندم هلالي درد خود را چاره كن
كي توانم چارهٔ دردي كه از درمان گذشت؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد