دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۸ ۳۷ بازديد
دل به اميد كرم دادم و ديدم ستمت
چه ستمها كه نديم به اميد كرمت
دارم آن سر كه به خاك قدمت سر بنهم
غير از اينم هوسي نيست، به خاك قدمت
تويي آن پادشه مملكت حسن، كه نيست
حشمت و خيل بتان درخور خيل و حشمت
لطف تو كم ز كم و جور تو بيش از بيشست
ميكنم شكر و ندارم گله از بيش و كمت
عاشق دلشده را موج غم از سر بگذشت
دست او گير كه افتاده به درياي غمت
رقم از مشك زدي بر ختن اي كاتب صنع
آفرين بر تو و بر خامهٔ مشكينرقمت!
دفتر شرح غمت رفت هلالي همه جا
گر چه صد ره ببريديم زبان قلمت
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد