غزل شمارهٔ ۸۸

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۸۸

۳۸ بازديد


مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث
بهار و باغ چه باشد؟ كه يار شد باعث
رسيده بود گل، آن سرو هم به باغ آمد
بيار مي، كه يكي صد هزار شد باعث
نبود نالهٔ مرغ چمن ز جلوهٔ گل
لطافت رخ آن گل‌عذار شد باعث
اگر به مي‌كده رفتيم عذر ما بپذير
كه باده خوردن ما را خمار شد باعث
اگر ز كوي تو رفتيم اختيار نبود
فغان و نالهٔ بي‌اختيار شد باعث
گر از تو يك دو سه روزي جدا شديم مرنج
كه گردش فلك و روزگار شد باعث
قرار در شكن زلف يار خواهم كرد
بدين قرار دل بي‌قرار شد باعث
به مجلس تو هلالي كشيد طعن رقيب
گل وصال تو بر زخم خار شد باعث


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد