غزل شمارهٔ ۹۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۹۳

۳۵ بازديد


دوش با صد عيش بودي، هرشبت جون دوش باد
گر چو خونم با حذيفان باده خوردي نوش باد
هر كه جز كام تو جويد، باد يا رب تلخ‌كام
هر كه جز نام تو گويد تا ابد خاموش باد
سركشان را از ركابت باد طوق بندگي
حلقهٔ نعل سمندت چرخ را در گوش باد
مي‌گذشتي با ناز و مي‌گفتند خلق
اين قباي حسن دايم زيور آن دوش باد
گه‌گهي شب‌ها در آغوش خودت مي‌بينم به خواب
دست من روزي به بيداري در آن آغوش باد
تا هلالي لعل مي‌گون تو ديد از هوش رفت
زين شراب لعل تا روز ابد مدهوش باد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد