دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۸ ۳۵ بازديد
مسكين طبيب، چارهٔ دردم خيال كرد
بيچاره را ببين چه خيال محال كرد؟
كي ميرسد خيال طبيبان به درد من؟
دردن بدان رسيد كه نتوان خيال كرد
دارد هزار تفرقه دل در شب فراق
كو آن فراغتي كه به روز وصال كرد؟
گل پيش عارض تو شد از انفعال سرخ
آن خندهاي كه كرد هم از انفعال كرد
سنگيندلي كه اسب جفا تاخت بر سرم
موري ضعيف را به ستم پايمال كرد
سلطان وقت شد ز گدايان كوي عشق
درويش ميل سلطنت بيزوال كرد
گفتي كه حلقه ساخت هلالي قد تو را
آن كس كه ابروان تو را چون هلالي كرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد