غزل شمارهٔ ۱۳۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۳۶

۳۹ بازديد
 

بس كه خلقي سخن عاشقي من كردند
دوست را با من دل‌سوخته دشمن كردند
سوختم ز آتش اين چرب‌زبانان چو شمع
سوز پنهان مرا بر همه روشن كردند
بعد ازين دست من و دامن اين سنگ‌دلان
كه به آهنگ جفا سنگ به دامن كردند
به رضا كوش هلالي و ز قسمت مخروش
هر كه را هرچه نصيب‌ست معين كردند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد