غزل شمارهٔ ۱۴۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۴۷

۳۷ بازديد


دي به راهم ديدن و آن‌گاه ناديدن چه بود؟
روي گردانيدن و از راه گرديدن چه بود؟
گر نه در دل داشتي كز رشك گريم زار زار
پيش من رخ در رخ اغيار خنديدن چه بود؟
خواستي كز ساغر حسرت خورم خون جگر
ور نه در بزم رقيبان جرعه نوشيدن چه بود؟
من نمي‌دانم كه اين خشم تو را تقريب چيست؟
خود بگو آخر كه بي‌تقريب رنجيدن چه بود؟
دوش در كويت به بيماري فكندم خويش را
تا نگويندم كه شب تا روز ناليدن چه بود؟
خانهٔ اغيار را پرسيد و من مردم ز رشك
دوستان پرسيد زو كين خانه پرسيدن چه بود؟
بي مه رويش هلالي زار گشتي عاقبت
با چنين نامهرباني مهر ورزيدن چه بود؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد