دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۸ ۳۲ بازديد
كاكل ز چه بگذاشتهاي تا كمر خود؟
مگذار بلاهاي چنين را به سر خود
رفتار تو را گر ملك از عرش ببيند
آيد به زمين فرش كند بال و پر خود
چشم تو نهان يك نظر از لطف بينداخت
ما را ز چه انداختهاي از نظر خود؟
ديروز ز همه عالم خبرم بود
امروز چنانم كه ندارم خبر از خود
در عشق تو از من اثري بيش نماندست
نزديك شد آن دم كه نيابم اثر خود
من كشته شوم به كه جدا افتم از آن در
زارم بكش و دور ميفگن ز در خود
دور از تو چه گويم به چه حالست هلالي؟
درمانده به درد دل خونينجگر خود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد