غزل شمارهٔ ۱۵۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۵۴

۳۶ بازديد


جز بندگيم كاري از دست نمي‌آيد
من بندهٔ فرمانم، تا دوست چه فرمايد؟
تو عمر من و وصلت آسايش عمر من
يارب! كه رقيب تو از عمر نياسايد
اي گل تو به حسن خود مغرور مشو چندين
كين خوبي ده روزه بسيار نمي‌پايد
تا چند جفاگاري، شوخي و دل‌افگاري؟
جاي كه وفا باشد اين‌ها به چه كار آيد؟
در عشق هلالي را انكار كنند اما
اين كار چو پيش آيد انكار نمي‌شايد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد