دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۸ ۳۶ بازديد
دم آخر كه مررا عمر به سر ميآيد
گر تو آيي به سرم عمر دگر ميآيد
گر نگريم جگر از درد تو خون ميبندد
ور بگريم ز درون خون جگر ميآيد
منم آن كوه غم و درد، كه سيلاب سرشك
هر دم از دامن من تا به كمر ميآيد
چون كنم از تو فراموش؟ كه روزي صد بار
جلوهٔ حسن تو در پيش نظر ميآيد
در فقاي سپر سينه به جانست دلم
كه چرا تير تو اول به سپر ميآيد؟
سبزهٔ نورسته بود خوب ولي خوبترست
سبزهٔ خط تو، هرچند كه بر ميآيد
شب ز فرياد هلالي سگت افغان برداشت
كين چه غوغاست كه شب تا به سحر ميآيد؟
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد