غزل شمارهٔ ۱۷۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۷۳

۳۴ بازديد


دوستان امشب دواي درد محزونم كنيد
بر سرم افسانه‌اي خوانيد و افسونم كنيد
نيست اندوه مرا با درد مجنون نسبتي
مي‌شوم ديوانه گر نسبت به مجنونم كنيد
لاله‌گون شد خرقهٔ صد چاكم از خوناب اشك
شرح اين صورت به شوخ جامه گلگونم كنيد
شهسوار من به صحرا رفته و من مانده‌ام
زين گناه از شهر مي‌خواهم كه بيرونم كنيد
وصف قدش را به ميزان خرد سنجيده‌ام
آفرين بر اعتدال طبع موزونم كنيد
چشم پرخونم ببينيد و مپرسيد از دلم
حالت دل را قياس از چشم پرخونم كنيد
چون هلالي دوش بر خاك درش جا كرده‌ام
شايد امروز جا بر اوج گردونم كنيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد