غزل شمارهٔ ۱۷۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۷۴

۳۴ بازديد


مي‌نويسم سخنم از آتش دل بر كاغذ
جاي آنست اگر شعله زند در كاغذ
چون قلك سوختي از آتش دل نامهٔ من
اگر از آب دو چشمم نشدي تر كاغذ
سخن لعل تو خواهيم كه در زر گيريم
كاش سازند دگر از ورق زر كاغذ
خط مشكين ورق روي تو را زيبد و بس
قابل آيت رحمت نبود هر كاغذ
شرح بي‌مهري آن ماه بيابان نرسد
في‌المثل گر شود افلاك سراسر كاغذ
مردم از غم كه چرا نامه نوشتي به رقيب؟
نشدي كاش! درين شهر ميسر كاغذ
تا هلالي صفت ماه جلال تو نوشت
گشت چون صفحهٔ خورشيد، منور كاغذ


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد